تاریخ : جمعه، 3 ارديبهشت ماه، 1389
موضوع : جامعه شناسی سیاسی

جامعه شناسي قدرت در عصر رسانه‌ها

جامعه شناسي قدرت در عصر رسانه‌ها



در عصر جهاني شدن رسانه ها، همزمان با افزايش تحولات و پيچيدگي مسائل و موضوعات، توزيع مجدد قدرت سبب شده است تا بازيگران جديدي وارد عرصه بازي قدرت شوند. بازيگران غيردولتي طيفي از شرکت‌هاي فرامليتي، سازمان هاي بين المللي، سازمان هاي جامعه مدني و رسانه ها را شامل مي شوند که فنآوري هاي نوين ارتباطات و اطلاعات، به هر يک از اين گروه ها کمک مي کند تا کارايي و گستره عمل و کنترل خود را به فراتر از مرزهاي ملي گسترش دهند. در اين فضا علاوه بر تغيير نقش بازيگران مختلف با طيف وسيعي از مسائل و موضوعات در حال تحول مواجه مي شويم. ضمن آن که قدرت در عصر جهاني شدن رسانه ها، نه فقط از يك قدرت قوي و سخت و يا يک قدرت نرم، بلكه از آميزه اي از قدرت نرم و قدرت سخت ناشي مي‌شود.
مقاله پژوهشي حاضر تلاش دارد تا ضمن اشاره به تحولات مفهومي و ماهيتي قدرت در عصر جهاني شدن رسانه ها، با ديدگاه جامعه شناسي سياسي به بررسي نقش بازيگران غيردولتي حاضر در صحنه «قدرت نوين» که ترکيبي از قدرت سخت و نرم است، بپردازد.

مفاهيم کليدي: جهاني شدن رسانه ها، قدرت، دولت - ملت، بازيگران غيردولتي، قدرت نرم، قدرت سخت

 



مقدمه
برخي از متفكران و صاحبنظران وسايل ارتباطي نوين جهاني، پيشرفت روزافزون و حيرت آور رسانه ها در جهان و امكان دستيابي به تازه ترين خبرها و گزارشهاي نوشتاري، شنيداري و تصويري از دورترين مناطق جهان و استفاده بهينه از رسانه ها و ابررسانه ها را به عنوان بسترساز تحقق شتابان و بي وقفه پروسه جهاني شدن دانسته اند.
واقعيت جهاني شدن به معني اين است كه پيشرفتي كه انقلاب علمي و صنعتي به ويژه در گستره ارتباطات بدان دست يافته، مجال را براي پيدايش نيروها و نهادها و شبكه‌هايي كه ماهيت و ابعادي جهاني دارند هردم بيشتر و بيشتر باز مي‌كند و در نتيجه موجب طرح مشكلات بسياري در گستره جهاني مي‌گردد و حل آنها ممكن نيست، مگر با سياست‌هاي جهاني و فراگير، به عبارت ديگر مشكلات جهاني، سياست‌ها و راهبردها و طرح‌هاي جهاني مي‌طلبند و اين خود به معني پديدار شدن فرصت‌ها و مساعد شدن زمينه‌ها براي تحقق و پياده‌ سازي پروسه جهاني شدن مي‌باشد.
در واقع تكنولوژيهاي نوين ارتباطي به ويژه رسانه ها در جهان، ايده موسوم به دهكده جهاني را تحقق عيني بخشيده و مردم هم اينك در جهاني زندگي مي كنند كه از هر لحاظ تحت ديده تيزبين يكديگر قرار دارند. چه بسا اصطلاح ”اكواريوم جهاني“ و يا ”جهان شيشه اي“ زاييده همين تصور باشد.
از اين ديدگاه, نيروها و ظرفيت‌هايي كه از محدوده خاص خود رها شده و ابعاد جهاني به خود گرفتند، هم اينك تصميماتي در حجم و اندازه‌هاي جهاني مي‌طلبند. با اين زوايه ديد، قدرت در ماهيت و مفهوم تحولي اساسي پيدا کرده است. مقاله حاضر به برخي جنبه هاي اين تحولات مي پردازد.
زاويه ديد نوشتار حاضر اينست که قدرت، حاکميت و استقلال دولت – ملت اکنون به شدت به وسيله فرايندهاي جهاني ناشي از جهاني شدن رسانه ها محدود شده است. هم اينک حاکميت حداقل تا حدي بين دولت و بازيگران غيردولتي با عرصه تاثيرگذاري ملي و بين المللي تقسيم شده است و ديگر قدرت غيرقابل تقسيم و نامحدود دولت – ملت هاي منفرد نيست.
آثار سياسي جهاني‌ شدن‌ رسانه ها و فن‌آوري‌هاي‌ نوين‌ ارتباطات‌ بر قدرت
ساختار سنتي‌ قدرت‌ از دير باز هرمي‌ شكل‌ بوده‌ است‌ و در آن‌ تصميم‌ها به‌ صورت‌متمركز، از بالا به‌ پايين‌ اعمال‌ مي‌شده‌ است‌. فن‌آوري‌هاي‌ نوين‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ دردگرگوني‌ نظام‌هاي‌ متمركز (برنامه‌ ريزي‌ شده‌ و بسته‌) به‌ سوي‌ نظام‌هاي‌ غيرمتمركز مؤثر بوده‌اند. به‌ علاوه‌، اين‌ كه‌ تا اندازه‌ زيادي‌ منشأ حركت‌ نظام‌هاي‌ غير متمركز به‌ سمت‌ برنامه‌اي‌كردن‌ و متمركز كردن‌ بعضي‌ از امور اجتماعي‌ هم‌چون‌ خدمات‌ درماني‌ و آموزشي‌ دخالت ‌بيش‌تر دولت‌ در اين‌ جهت‌ شده‌اند، كه‌ تعريفي‌ جديد از نقش‌دولت است. دولت‌ است(2)‌.
بحث‌هاي‌ كلاسيك‌ مباني‌ علم‌ سياست‌ اشاره‌ به‌ منشأ و ماهيت‌ اقتدار و حاكميت‌ داشته‌اند. اين ‌منشأ در طول‌ تاريخ‌ مبتني‌ بر سه‌ منبع‌ زور و پول‌ و اطلاعات‌ بوده‌ است‌. اما نسبت‌ اين‌ سه‌ منبع‌در طول‌ تاريخ‌ تغيير يافته‌ و از منابع‌ نظامي‌ به‌ سوي‌ منابع‌ اقتصادي‌ و از آن‌ به‌ طرف‌ منابع‌اطلاعاتي‌ (دانايي‌) تغيير سمت‌ داده‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ مي‌توان‌ مهم‌ترين‌ تحولات‌ سياسي‌ ناشي‌ از وسايل‌ و فن‌ آوري‌ نوين‌ اطلاعاتي‌، ارتباطي‌ را اين‌ گونه‌ مشخص‌ نمود(3):
 محدود شدن‌ حوزه‌ اقتدار و حاكميت‌ دولت‌هاي‌ ملي‌ و تبديل‌ شدن‌ مسائل‌ ملي‌ و منطقه‌اي‌ به‌مسائل‌ جهاني
 نفوذ پذيرشدن‌ مرزهاي‌ ملي‌ به‌ دليل‌ نفوذ آسان‌ امواج‌ اطلاعاتي‌ كه‌ منشأ الكترونيک (نه‌ فيزيكي‌) دارند
 پيدايش‌ اتحاديه‌هاي‌ سياسي‌ جديد
 بيش‌تر شدن‌ نقش‌ مردم‌ درتصميم‌گيري‌هاي‌ مربوط به‌ خود
 تغيير شكل‌ دمكراسي‌ با واسطه‌ به‌ نوعي‌ دموكراسي‌ مستقيم‌(كه‌ پي‌ آمدهاي‌ آن‌ مي‌تواند كاهش‌ بحران‌ دمكراسي‌ در غرب‌ باشد)
 بروز تشكل‌هاي ‌مجازي‌
 پيدايش‌ بازيگران‌ تازه‌ در عرصه‌ سياسي‌ كشورها به‌ ويژه‌ نقش‌ بيش‌تر گروه‌هاي‌ فشار
 مشاركت‌ گروه‌هاي‌ منافع‌ خطرناك‌
 فرصت‌هاي‌ جديد براي‌ آموزش‌ مشاركت‌ سياسي‌
 تحول‌در نظام‌هاي‌ جاسوسي‌
 سنگين‌تر شدن‌ هزينه‌هاي‌ مربوط به‌ بي‌ اعتنايي‌ به‌ افكار عمومي‌ جهاني
 ايجاد شرايط مساعد براي‌ توسعه‌ سياسي‌ كشورها با استفاده‌ از «جلب‌ مشاركت‌ مردم»

جهاني‌ شدن‌ رسانه ها و تحول ماهيت قدرت
انقلاب فنآوريهاي اطلاعات و ارتباطات حاصل پيشرفتهاي به هم مرتبط، جهاني شدن و نيز تکثر و تنوع مراکز صاحب قدرت است که جملگي به صحنه بين المللي منتقل شده اند. در فضاي نوين همزمان با افزايش تحولات و پيچيدگي ها در محيط بين المللي، توزيع مجدد قدرت سبب شده است تا بازيگران جديدي وارد عرصه بازيگري بين المللي شوند. بازيگران غيردولتي طيفي از شرکتهاي فرامليتي، سازمانهاي بين المللي، سازمانهاي جامعه مدني و رسانه ها را شامل مي شوند که فنآوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، به هر يک از اين گروهها کمک مي کند تا کارايي و گستره عمل و کنترل خود را به فراتر از مرزهاي ملي گسترش دهند. در اين فضا علاوه بر تغيير نقش بازيگران مختلف با طيف وسيعي از مسائل و موضوعات تحت فشار مواجه مي شويم.
هم اينک شرکتهاي فرامليتي به گونه اي موفقيت آميز، فرصتهاي حاصل از آزادسازي تجارت بين المللي، کاهش نرخ حمل و نقل، ابداع مدلهاي نوين سازماني و فرايندهاي سازماني و ظهور فنآوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات؛ را غنيمت شمرده و از آنها بهره بالايي مي گيرند. در اين ميان، رشد روزافزون تعداد سازمانهاي غيردولتي ( NGOs ) نيز کم تاثير نبوده است. اگر به اين سازمانها، سازمانهاي جامعه مدني، که تمايل فراواني براي تاثيرگذاريهاي بين المللي دارند را نيز بيفزاييم، آنگاه تعداد سازمانهاي غير دولتي از صدها به هزارها خواهد رسيد.
به طور کلي ماهيت و خصوصيات اصلي قدرت در عصر نوين را چنين برشمرده اند(4):
 قدرت ديگر به حاکميت و حکومت محدود نمي شود
 قدرت از محدوده و محدوديت خشونت رهايي يافته است
 قدرت ناشي از روابط است
 قدرت به شکل رسانه اينتيکي و شبکه اي قابل بررسي است
 قدرت نيازمند ارتباطات آزاد است
 قدرت ناشي از توافق است
 دانش به عنوان معرفت تخصصي و به عنوان ابزار حقيقت سازي در توليد قدرت در بالاترين اولويت قرار دارد.
و کليه اين عوامل موجب شده اند که تحليلگران ادعا کنند: در طولاني مدت دولتها با کاهش قدرت روبرو خواهند بود. اين بحث مبتني بر مفهوم نفوذ سايرين در حاکميت دولتها است. گفته مي شود که در يک جامعه جهاني، قدرت همزمان با نزول به سطح محلي، به سطح بين المللي صعود مي کند. اما به هر حال از حوزه نفوذ دولتها خارج و به بخش غيردولتي منتقل مي شود. اين امر يقينا نتيجه ارتباطات مبتني بر منافعي است که به افراد و سازمانهاي سراسر جهان تعلق دارند و موجبات اتصال افراد و گروههاي منتفع را در گستره اي فراتر از مرزهاي ملي آنان فراهم مي آورند. هم اينک مرز ميان بسياري از موضوعات ملي، بين المللي و جهاني نامشخص است. در عين حال بسياري از موضوعات همزمان تاثيراتي محلي، ملي، بين المللي و جهاني دارند(5).
تلاش براي ايجاد تحول و ارتقا تاثير دولت – ملت نسبت به شرکاي غير دولتي يا سازمانهاي بين المللي احتمالا غيرممکن است. به بيان عبدالعلي قوام: " دولت ملي امروز در عين آن که براي دستيابي به اهداف ملي و كنترل نيروهاي جهاني بسيار كوچك است، ساختار آن به عنوان راس سلسله مراتب حکومت براي مديريت زندگي مردم بسيار بزرگ است." مهم تر از اين امر، از دست دادن موقعيت مرکزي و اصلي در اين همکاري‌ها، از سوي دولت - ملت است.
شايد دولتها تلاش خود را مي کنند تا با محيط نوين سازگار شوند، اما جاي ترديد بسياري وجود دارد که دولت‌هاي ملي بتوانند قابليت‌ها و انعطاف پذيري‌هاي سابق خود در دستيابي موثر به اهداف و منافع ملي را دوباره به دست آورند.
به بيان کستلز دولت ـ ملتها به بقاي خود ادامه خواهند داد ، اما استقلال آنها چنين نخواهد بود . آنها در شبكه‌هاي چندسويه با يكديگر متحد خواهند شد، با هندسه متغيري از تعهدات ، مسئوليت‌ها ، ائتلاف‌ها و وابستگي‌ها . نظام نوين قدرت براساس تكثر منابع اقتدار و قدرت مشخص مي شود و دولت ملي فقط يكي از اين منابع است(6).

قدرت بازيگران غيردولتي(Non Governmental Actors) در عرصه بين المللي
از تحولات چشمگير قدرت كه ناشي از گستره حضور فنآوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات در عرصه روابط بين الملل است ورود بازيگران جديد به عرصه ديپلماسي و سياست خارجي است. نظام بين الملل، امروز بيش از هر زمان ديگري با تعدد بازيگران مواجه است بازيگراني که يا نماينده چند دولت هستند و يا حافظ منافع گروهي خاص.(7)
در گذشته تنها دولت ها بودند كه به امور بين المللي کشورها مي پرداختند ولي امروزه تعدد و تنوع بازيگران غيردولتي، رشدي قارچ گونه پيدا كرده است. در جريان بازيگري نرم افزاري دولتها، بايد به حضور بازيگران غيردولتي در پردازش ايده هاي منطقه اي و جهاني و ايجاد شبکه هاي ماوراء ملي اشاره کرد که ماهيتي نوين به سياست خارجي بخشيده اند. بازيگران غيردولتي در سياست خارجي به درجه اي از فعاليت و تحرک رسيده اند که نه مي توان آنها را کنترل کرد و نه مي توان آنها را ناديده گرفت.(8)
ظهور و حضور بازيگران جديد در سياست خارجي، به ويژه در بعد نرم افزاري ناشي از تحولات ساختاري در همه عرصه هاي زندگي بين المللي است که بر دو پايه اصلي استوار است: « انقلاب فنآوريک ارتباطات و اطلاعات » و « انقلاب توانمنديهاي فردي ». درسرتاسر جهان تک تک افراد، توانمندتر، ماهر تر و کارآمدتر شده اندو جهان به هم پيوسته تر شده است. در چنين جهاني پردازش ايده و قدرت اقناع ديگران، بسيار کليدي تر از گذشته شده است و بازيگران جديد دولتها را به تحول بخشي در چگونگي تصميم گيريها و اجرا در سياست خارجي وامي دارند.(9)
اينك رسانه ها، سازمانهاي بين المللي، شركتهاي فرامليتي، جنبش هاي جهاني، سازمان هاي غير دولتي(NGO) و حتي افراد نيز در سراسر جهان اغلب با مهارت و موفقيت در حال پيگيري اهداف خود هستند. در داخل دولت ها نيز ديگر فقط وزارت امور خارجه نيست كه متولي اعمال و اجراي ديپلماسي سايبر است بلكه نهادها و سازمان هاي مختلف از جمله بازيگران نامبرده ، به ويژه رسانه‌ها نيز در اين عرصه فعال هستند. (10)
در نگرش دولت محور، دولت به سياست خارجي شکل مي دهد و سازمانهاي دولتي مجريان آن تلقي مي شوند. اما در جهاني که حالت بي مرزي پيدا مي کند و تمايز ميان درون و برون رفته رفته از بين مي رود، نگرش جامعه شناختي کاربرد بيشتري پيدا مي کند. دولت، جوامع و روابط دولت – جامعه ناشي از نيروهاي جهاني تلقي مي شوند
نيروهاي متعدد – مخالف يا موافق – اين عصر - از بالا به پايين و از پايين به بالا – بازيگران جديدي را ايجاد کرده اند که کاملا غيرمرزي، غيرحکومتي و جهاني هستند. آنها اشکال جديدي از مديريت امور دست جمعي را به وجود آورده اند و مي آورند. رفتار و عملکرد آنها همانند نظامهاي سايبرنتيکي است. ارتباطات، انعطاف پذيي، انطباق پذيري، تخصصي بودن، شايسته سالاري، همکاري، وحدت و توافق مفاهيمي هستند که براي توصيف و شناخت رفتار آنها به کار گرفته مي شود.
تشکلهاي مدني جهاني (پ: Global Civil Community)
تشکلهاي مدني جهاني به عنوان شبکه اي از سازمانهايي که اهداف و آرمانهايشان مرز نمي شناسد، از مظاهر اصلي روابط فراملي امروز و از جمله تلاشهاي مهم (پ: NGO ) ها هستند.(11) در اين راه، از يک طرف گسترش ارتباطات جهاني سبب مي گردد تا بسياري از حوادثي که در يک منطقه اتفاق مي افتد، ابعادي جهاني به خود گيرند و از طرف ديگر همين مسئله موجب فشار از سوي توده مردم مي شود. به عبارت ديگر نيروهاي مدني جهاني، با داشتن مجاري ارتباطي ] فنآوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات با گستره انتشار جهاني [ خواسته هاي خود را به سطح توده مردم در بسياري از جوامع انتقال مي دهند.(12)
بازيگران غيردولتي (پ: NGOs ) با بهره گيري از فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات در گستره اي جهاني، به طور فزاينده اي شبکه هاي گسترده چند سازماني ايجاد مي کنند که هويت ملي به خصوص ندارند، خود را برخاسته از جامعه مدني مي دانند و شامل گروه‌ها و افرادي هستند که در استفاده از فنآوري پيشرفته ارتباطي چيره دست هستند.
اين سازمان‌ها ضمن بهره گيري از اينترنت و رسانه هاي گروهي، راهبردهاي ارتباطي خود را به منظور انتشار سريع اطلاعات و پيامهاي مبتني بر خواست خود به تمام نقاط جهان و هم براي سازمان دادن به شبکه جهاني منسجمي از گروههاي مبتني بر يک خواست مشترک، طراحي و اجرا مي کنند. نتيجه اين کار ايجاد نهضت بين المللي افکار عمومي در دفاع از خواستي مشترک و فارغ از هويت‌هاي ملي، مذهبي، نژادي خاص است(13).
سازمان‌هاي غيردولتي از اينترنت براي رسيدن به مخاطبان خود در جهان استفاده مي کنند و به اين ترتيب گفتمان بين المللي را تغيير داده و مانع کنترل اطلاعات مخالفان، توسط دولت‌ها و به شيوه سابق مي شوند.(14) هم اينک به مدد تکنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات اين امکان فراهم شده است تا نهادهاي مدني در فراسوي مرزها به يکديگر بپيوندند و در ساختارهاي جديد حاکميتي که به واسطه فنآوري اطلاعات و امکان گذار از سلسله مراتب سنتي به شبکه‌هاي منعطف فراهم شده است به فعاليت بپردازند.(15) از اين رو ( NGO ) ها زمينه مساعدي براي همکاري‌هاي از پايين به بالا فراهم مي آورند. اين همکاري‌ها نيازي به تشريفات ديپلماتيک مذاکرات و چانه‌زني‌هاي سياسي سنتي ندارد . به همين علت دولت‌ها مي توانند بخشي از کارکردهاي همکاري خود را به آنها بسپارند.(16)
فنآوري‌هاي نوين ارتباطات همچنين زمينه همکاري سازمان‌هاي غيردولتي ( NGOs ) شمال و جنوب را بيش از پيش فراهم کرده اند. هم اينک بيش از هر زمان ديگر سازمان‌هاي شمال و جنوب همکاري مي کنند و اين همکاري ها بيش از آن که حالت دو جانبه داشته باشد، داراي ويژگي‌هاي بين المللي است. اين ( NGO ) ها توانايي آن را دارند تا تصميم هاي دولتها و نيز سازمان ملل را تحت تاثير قرار دهند. از اين رو اگر در کشوري علائم حمايت از ارزش‌هاي جهاني را مشاهده کنند، سعي مي کنند در عرصه جهاني نيز از آن کشور حمايت به عمل آورند.(17)
قدرت نرم براي دست يابي به اهداف سخت
جوزف ناي کتاب قدرت نرم خود را با اين عبارت آغاز مي کند: بيش از چهار قرن پيش نيکولو ماکياولي به شاهزادگان ايتاليا پيشنهاد کرد که « ترسانيدن مهمتر از مورد قبول واقع شدن است، اما در دنياي امروز بهتر است هر دو صفت را دارا باشيم. پيروزي بر قلب‌ها و اذهان همواره مهم بوده است. اما اين اهميت در عصر اطلاعات چندين برابر شده است. اطلاعات قدرت است و فنآوريهاي نوين اطلاعات گستره انتشار وسيعتري نسبت به گذشته پديد آورده اند. هنوز رهبران سياسي جهان زمان کمي را به تفکر در مورد تغيير و تحول طبيعت قدرت اختصاص مي دهند. به ويژه اين که چگونه ابعاد نرم مي توانند در راهبردهاي اعمال قدرت ادغام شود».(18)
در حقيقت عصر جهاني شدن به سمتي مي رود که ديپلماسي سنتي بر پايه واقع گرايي سياسي و تکيه بر قدرت سخت در حال جايگزيني با ديپلماسي نوين و برپايه سياست انديشه گرا است که در آن به قدرت نرم برتري داده مي شود و در آن روابط دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي با خواص (دولتها) به روابط با عموم مردم در گستره اي جهاني تغيير مي‌کند.
کسب قدرت نرم به مراتب راحت تر از به دست آوردن و نيز نگهداري قدرت سخت است. دولتها اگر بتوانند مفاهيم جديد امنيتي را براي خود بازتعريف کنند، در آن صورت ديگر مجبور نيستند مبادرت به تقويت لشگرهاي عظيم نظامي کنند.(19)
رهبري سياسي در جهان امروز به رقابتي براي جذابيت مشروعيت و اعتبار بيشتر تبديل شده است. اين در حالي است که همكاري‌هاي فراملي و عاملان غير حكومتي نقش‌هاي مهمتري در اين زمينه ايفا خواهند كرد. بسياري از اين سازمانها قدرت نرم خود را دارا خواهند بود تا از طريق آن شهروندان را براي ايجاد ائتلاف‌هايي كه محدوديت‌هاي ملي را شامل نمي شود، جذب كنند. بنابراين توانايي تسهيم اطلاعات به منبعي مهم در جذب و قدرت تبديل گشته است. اين بازي سياسي در دوره اطلاعات جهاني پيش بيني مي‌كند كه نقش مشترك و وابسته قدرت نرم و سخت افزايش خواهد يافت. براي بهره مندي حداكثر از اين دوره اطلاعاتي بايد ابزار زير را در اختيار داشت(20):
۱- كانال‌هاي چند گانه ارتباطي براي تقسيم بندي موارد
۲- سنت‌هاي و ايده‌هاي فرهنگي كه به نرم‌هاي جهاني غالب نزديك باشد
۳- و اعتباري كه با ارزش‌ها و سياست‌ها افزايش مي‌يابد
و در نهايت قدرت در عصر جهاني شدن رسانه ها، نه فقط از يك قدرت قوي سخت بلكه از آميزه‌اي از هر دو ناشي مي شود. در عصر اطلاعات اين آميزه نه تنها موجب افزايش توانايي ديگران براي همكاري با ما خواهد شد، بلكه موجب افزايش تمايل آنها به حركت در اين جهت مي‌شود. هنگامي كه با ديگران در تعامل باشيم قادر خواهيم بود وجه و رويكردهاي مشترك را توسعه داده و توان خود را براي مقابله با چالش‌ها افزايش دهيم. قدرت از اين جذب موج خواهد زد.

پاورقی ها:
*- این مقاله قبلاً در آدرس ذیل منتشر شده است:
فصلنامه تخصصی جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان، سال چهارم، شماره دوم، تابستان 1387.
1- مدير گروه ارتباطات و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات msoltanifar@yahoo.com
2- David J. Rothkopf, “Cyberpolitik: The changing Nature of Power in The Information Age”, Journal of International Affairs51, no. 2, Spring 1998
3- Jacques Charmelot, “Now is France’s opportunity to make ‘soft power’ relevant”,” The Daily Star” ,2002
4- Joseph S. Nye, Jr. and William A. Owens, “America’s Information Edge: The Nature of Power”, Foreign Affairs, March/April 1996 also available in USIA Electronic Journals, Vol. 1, No. 12, September 1996
5- Laurence Baxter and Jo-Ann Bishop, “Uncharted Ground: Canada, Middle Power Leadership, and Public Diplomacy” , available @ www.wws.princeton.edu/jpia/5.html
6- کاستلز، مانوئل، « عصر اطلاعات؛ قدرت هويت »، ترجمه حسين چاووشيان، انتشارات طرح نو ، تهران – 1380، ص 369
7- همان، ص 99.
8- کاظم پور، سيدمحمد، « چارچوبهاي مفهومي و پژوهشي براي مطالعه سياست خارجي»، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران – تابستان 1383، ص 44.
9- همان، ص 45.
10- . خجسته بخت، رمضان، « ديپلماسي افکار عمومي »، http://www.khaligefars.com/news/000551.php
11- نش، کيت ، «جامعه شناسي سياسي معاصر؛ جهاني شدن، سياست و قدرت »، ترجمه محمد تقي دلفروز، انتشارات کوير ، تهران –1380. ص 13.
12- قوام، عبدلعلي، « جهاني شدن و جهان سوم »، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران – 1382، ص 76.
13- کاستلز، مانوئل، « عصر اطلاعات؛ پايان هزاره »، ترجمه حسين چاووشيان، انتشارات طرح نو ، تهران – 1380، ص 34.
14- شکرخواه، يونس « روزنامه نگاري سايبر »، انتشارات ثانيه، تهران – 1384، ص 166.
15- قوام، عبدلعلي، پيشين، 1382، ص 155
16- همان، ص 84.

17- همان، ص 83.
18- Joseph S. Nye, Jr. "Soft Power", public Affairs, New York, 2002, p. 1
19- Rober O. Keohane and Joseph S. Nye, Jr, “Power and Independence in The Information Age”, Foreign Affairs77, no.5
20- . Joseph S. Nye Jr, “The Paradox of American Power. Why the World’s Only Superpower can’t Go it Alone”, Oxford, Oxford University Press, 2002 ; Julia Hanna, “Going Alone?”, “Kennedy School Bulletin”, Spring 2002

منابع فارسي

- اخوان زنجاني، داريوش، « جهاني شدن و سياست خارجي »، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران – 1381.
- خجسته بخت، رمضان، « ديپلماسي افکار عمومي »، http://www.khaligefars .com/news/000551.php
- شکرخواه، يونسف « روزنامه نگاري سايبر »، انتشارات ثانيه، تهران – 1384.
- قوام، عبدلعلي، « جهاني شدن و جهان سوم »، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران – 1382.
- کاستلز، مانوئل، « عصر اطلاعات؛ پايان هزاره »، ترجمه حسين چاووشيان، انتشارات طرح نو، تهران – 1380.
- کاستلز، مانوئل، « عصر اطلاعات؛ قدرت هويت »، ترجمه حسين چاووشيان، انتشارات طرح نو ، تهران – 1380.
- کاظم پور، سيدمحمد، « چارچوبهاي مفهومي و پژوهشي براي مطالعه سياست خارجي»، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران – تابستان 1383.
- نش، کيت ، «جامعه شناسي سياسي معاصر؛ جهاني شدن، سياست و قدرت »، ترجمه محمد تقي دلفروز، انتشارات کوير ، تهران –1380.

منابع انگليسي
- David J. Rothkopf, “Cyberpolitik: The changing Nature of Power in The Information Age”, Journal of International Affairs51, no. 2, Spring 1998
- Jacques Charmelot, “Now is France’s opportunity to make ‘soft power’ relevant”,” The Daily Star” ,2002
 

 منبع:http://www.hatanhai.com
 




منبع این مقاله : :جامعه برین
آدرس این مطلب : http://socialnice.net/36/جامعه-شناسي-قدرت-در-عصر-رسانه‌ها/