تاریخ : دوشنبه، 30 شهريور ماه، 1388
موضوع : جامعه شناسی دین

بررسي و نقد كتاب جامعه‏شناسي ديني

 جامعه برین

بررسي و نقد كتاب جامعه‏شناسي ديني 

دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعه‏شناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و مي‏شود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعه‏شناسي ديني اشاره مي‏كندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مي‏يابد.
 

 

بررسي و نقد كتاب جامعه‏شناسي ديني 

دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعه‏شناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و مي‏شود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعه‏شناسي ديني اشاره مي‏كندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مي‏يابد.

 

بررسي و نقد كتاب جامعه‏شناسي ديني 

دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعه‏شناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و مي‏شود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعه‏شناسي ديني اشاره مي‏كندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مي‏يابد.
 

 

بررسي و نقد كتاب جامعه‏شناسي ديني 

دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعه‏شناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و مي‏شود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعه‏شناسي ديني اشاره مي‏كندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مي‏يابد.




به گفته دكتر ثقفي، دكتر توسلي در فصل اول، عوامل مؤثر در رشد جامعه‏شناسي ديني را چه در مغرب زمين و چه در جهان اسلام مورد توجه قرار داده و در فصل دوم، به شيوه تحليلي جامعه‏شناسي ديني اشاره مي‏كند. او در اين فصل نظريات جامعه‏شناسان و انسان‏شناسان را بيشتر در مورد اديان جوامع ابتدايي بررسي كرده و به مكاتب جامعه‏شناسي از قبيل كاركردگرايي، تحول‏گرايي، پوزيتيويسم و ساير مباحثي كه بيشتر بحث طبيعت در آن مطرح است، اشاره مي‏كند. ثقفي يادآور شد كه دكتر توسلي اين مباحث را به صورت مختصر در كتابي كه درباره دكتر شريعتي نوشته، در بخش جامعه و دين آورده است.
وي افزود: ”در فصل سوم كتاب نيز تقريباً همين مبحث ادامه مي‏يابد و در آن به تعاريف جامعه‏شناسان و انسان‏شناسان اشاره مي‏شود و در فصل چهارم، نقش دين در جامعه مورد بررسي قرار مي‏گيرد. در فصل پنجم نيز به بعد كاركردي دين اشاره شده و در مورد نظريات ماركس و فرويد بحث مي‏شود“.
ثقفي در ادامه سخنان خود گفت: ”در اينجا دكتر توسلي بحثي را مطرح مي‏كند درباره بودائيسم، به عنوان ديني كه مفهوم ماوراء الطبيعه در آن مطرح نيست كه به نظر مي‏رسد در همين نكته، دو نقد به نويسنده وارد مي‏شود. نخست اينكه برخلاف گفته او، اصطلاح ماوراء الطبيعه در قرن 18 و نزد دانشمندان طبيعت‏شناس مطرح نمي‏شود بلكه اين اصطلاح در يونان باستان و حتي در نظر ارسطو هم مطرح بوده كه براساس آن او اثري را درباره متافيزيك تأليف كرده است“.
وي با بيان اين نكته افزود: ”بنابراين نمي‏توان اين عامل را به عنوان معياري براي نفي الوهيت در قلمروي دين قرار داد“.
او همچنين گفت كه به نظر مي‏رسد دكتر توسلي مطالعه چندان عميقي در بودائيسم نداشته چرا كه بودا نفي خدا نكرده و مفهوم الوهيت را هم رد نمي‏كند بلكه او حتي در داستان ارابه، به عنوان روشنفكر ديني نقاد آيين برهمايي هندي مي‏گويد مسأله خدا پيچيده‏تر از عقل بشري است؛ درست مانند حرفي كه كانت در اين زمينه مي‏زند و مي‏گويد درباره اثر بحث نكنيد و آن را مبسوط بگذاريد.
ثقفي همچنين اظهار داشت: ”من معتقدم نظريات مربوط به دين در جوامع ابتدايي اساساً از بحث جامعه‏شناسي ديني منفك است“ و افزود: ”ما در جامعه‏شناسي دين كلامي بحث نمي‏كنيم بلكه به بررسي نقش و اثرات دين در جامعه مي‏پردازيم. با اين تعريف، پيدايش دين در جوامع، از منظر رواني، اجتماعي و فرهنگي ربط چنداني به مبحث ما ندارد و در دسته مباحث دين‏شناسي قرار مي‏گيرد“.
او روش مطالعه در جامعه‏شناسي ديني را ”ساختاري تفيمي“ معرفي كرد گفت كه معتقد است دين‏شناس حتي در قالب بحث جامعه‏شناسي ديني بايد با موضوع ارتباط داشته و به عبارتي يا ديندار باشد و يا آن را كاملاً بشناسد و بفهمد. وي تأكيد كرد: ”براي مطالعه جامعه‏شناسي ديني روش ”پوزيتيويستي ـ ساختاري“ كه در آن محقق ارتباطي با موضوع ندارد مطرح نيست“.
اين روحاني و پژوهشگر علوم ديني در عين حال معتقد است كه وقتي از اثر و عملكرد دين در جامعه بحث مي‏كنيم، بايد اصطلاح ”جامعه‏شناسي ديني“ را به عنوان يك تركيب صفت و موصوف به كار بريم و در اين بحث عبارت ”جامعه‏شناسي دين“ به عنوان تركيب مضافي چندان صحيح نيست.
او در ادامه بيان ارزيابي خود از كتاب دكتر توسلي از عدم وجود يك روش قابل قبول و قاطعانه در اين اثر انتقاد كرد و گفت: ”دكتر توسلي تنها به ايراد مكاتب مختلف جامعه‏شناسي و در واقع نقل اقوال پرداخته است و جز در اندك مواردي، راه حل مشخصي را در مطالعه جامعه‏شناسي ديني ارائه نمي‏دهد و از اين حيث به نظر مي‏رسد خود او نيز به شيوه پوزيتويستي اين رشته را دنبال كرده، لذا فقط به بيان آمار و ارقام اكتفا مي‏كند در حالي كه مباحث اين حوزه عمدتاً مباحث كيفي است“.
وي افزود: ”قلم كتاب، اصولاً دايره المعارفي است و به اين صورت به معارف به كار رفته، تنها اشاره مي‏شود و ريشه موضوعات مورد تجزيه و تحليل قرار نمي‏گيرد. از سوي ديگر به صورت يك كتاب درسي، مقدمه، نتيجه، تبيين و آمار هم به معناي خاص بيان نمي‏شوند. علاوه بر اين به نظر مي‏رسد اثر به قلم چند تن نگارش يافته است. به گونه‏اي كه مقاله فصل سوم درباره دين و حكومت بسيار روان و عالمانه نوشته شده اما در مقايسه با فصول دوم و چهارم اينطور برداشت مي‏شود كه قلم نويسندگان ديگري در كار بوده است.
ثقفي كه خود را شاگرد توسلي مي‏داند، اذعان كرد كه در جامعه كمتر عالمي مثل دكتر توسلي داريم و در عين حال افزود: ”توسلي در اين اثر خود و در بحث معرفت‏شناسي، نقش دين در جامعه‏شناسي و جمعيت‏شناسي را به زيبايي اثبات كرده اما در اين ميان، دو نكته قابل بحث وجود دارد كه به نظر مي‏رسد از دوركيم سرچشمه مي‏گيرد. يكي بحث اصطلاح ماوراء الطبيعه است كه دوركيم در كتاب صور حيات ديني آورده و چون در قرن 18 و 19 علوم طبيعي در ميان دانشمندان مطرح بوده، اينگونه برداشت مي‏شود كه در عرصه دين هم مفهوم ماورايي از اينجا آورده شده است و ديگري بحث مفصل درباره دين در جوامع كوچك و عمدتاً ابتدايي است كه ارتباط چنداني با دين‏هاي فرهنگ‏ساز عقلاني ندارد و حتي گاهي ناقض آن است.
ثقفي معتقد است كه به طور كلي مطالعه در اديان ابتدايي نه تنها هيچ مسأله‏اي را در جوامع فعلي حل نمي‏كند بلكه حتي گاهي سبب مي‏شود دين با مقولاتي مثل سحر و جادو در يك دسته قرار گيرد.
وي روش ارائه مطالب در اين اثر را مجموعاً تأليفي معرفي كرد و اين را نقطه مثبت كتاب دانست و در عين حال تأكيد كرد كه تحليل و تبيين مطالب به صورت عالمانه بيان شده است.
او همچنين در انتقاد ديگري به كتاب جامعه‏شناسي ديني، متذكر شد كه نويسنده كتاب با وجود آنكه در فصل دوم، جامعه را در معناي محدود خود، شامل گروهي از افراد با طرز فكر كم و بيش مشابه و ارزش‏هاي مشترك معرفي كرده اما دين را بيشتر در خصلت فردي و در قالب نظريات فرويد، تايلور و يا حتي ماركس مورد بررسي قرار داده است.
به گفته ثقفي، در نظريات ماركس، از تأثير جامعه روي فرد بحث مي‏شود، فرويد رسماً وضعيت رواني افراد را مورد بررسي قرار مي‏دهد و نظريات تايلور نيز عموماً فردگرايانه است و با جامعه‏شناسي ديني ارتباط چنداني ندارند.

 




منبع این مقاله : :جامعه برین
آدرس این مطلب : http://socialnice.net/24/بررسي-و-نقد-كتاب-جامعه‏شناسي-ديني/