|
بررسي و نقد كتاب جامعهشناسي ديني

بررسي و نقد كتاب جامعهشناسي ديني
دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعهشناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و ميشود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعهشناسي ديني اشاره ميكندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مييابد.
بررسي و نقد كتاب جامعهشناسي ديني
دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعهشناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و ميشود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعهشناسي ديني اشاره ميكندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مييابد.
بررسي و نقد كتاب جامعهشناسي ديني
دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعهشناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و ميشود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعهشناسي ديني اشاره ميكندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مييابد.
بررسي و نقد كتاب جامعهشناسي ديني
دكتر سيدمحمدثقفي در ابتداي بحث خود اشاره می کند به كتاب جامعهشناسي ديني نخستين اثري است كه در اين حوزه، توسط يك استاد ايراني انتشار يافته است و از آنجا كه اين كتاب در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر در دانشگاه تدريس شده و ميشود، بررسي و نقد آن حائز اهميت است.
او خاطر نشان كرد اين كتاب شامل سه بخش است كه در دو بخش نخست، به مباحث عام جامعهشناسي ديني اشاره ميكندو در بخش سوم، همين مطالعه با تأكيد بر دين اسلام ادامه مييابد.
به گفته دكتر ثقفي، دكتر توسلي در فصل اول، عوامل مؤثر در رشد جامعهشناسي ديني را چه در مغرب زمين و چه در جهان اسلام مورد توجه قرار داده و در فصل دوم، به شيوه تحليلي جامعهشناسي ديني اشاره ميكند. او در اين فصل نظريات جامعهشناسان و انسانشناسان را بيشتر در مورد اديان جوامع ابتدايي بررسي كرده و به مكاتب جامعهشناسي از قبيل كاركردگرايي، تحولگرايي، پوزيتيويسم و ساير مباحثي كه بيشتر بحث طبيعت در آن مطرح است، اشاره ميكند. ثقفي يادآور شد كه دكتر توسلي اين مباحث را به صورت مختصر در كتابي كه درباره دكتر شريعتي نوشته، در بخش جامعه و دين آورده است.
وي افزود: ”در فصل سوم كتاب نيز تقريباً همين مبحث ادامه مييابد و در آن به تعاريف جامعهشناسان و انسانشناسان اشاره ميشود و در فصل چهارم، نقش دين در جامعه مورد بررسي قرار ميگيرد. در فصل پنجم نيز به بعد كاركردي دين اشاره شده و در مورد نظريات ماركس و فرويد بحث ميشود“.
ثقفي در ادامه سخنان خود گفت: ”در اينجا دكتر توسلي بحثي را مطرح ميكند درباره بودائيسم، به عنوان ديني كه مفهوم ماوراء الطبيعه در آن مطرح نيست كه به نظر ميرسد در همين نكته، دو نقد به نويسنده وارد ميشود. نخست اينكه برخلاف گفته او، اصطلاح ماوراء الطبيعه در قرن 18 و نزد دانشمندان طبيعتشناس مطرح نميشود بلكه اين اصطلاح در يونان باستان و حتي در نظر ارسطو هم مطرح بوده كه براساس آن او اثري را درباره متافيزيك تأليف كرده است“.
وي با بيان اين نكته افزود: ”بنابراين نميتوان اين عامل را به عنوان معياري براي نفي الوهيت در قلمروي دين قرار داد“.
او همچنين گفت كه به نظر ميرسد دكتر توسلي مطالعه چندان عميقي در بودائيسم نداشته چرا كه بودا نفي خدا نكرده و مفهوم الوهيت را هم رد نميكند بلكه او حتي در داستان ارابه، به عنوان روشنفكر ديني نقاد آيين برهمايي هندي ميگويد مسأله خدا پيچيدهتر از عقل بشري است؛ درست مانند حرفي كه كانت در اين زمينه ميزند و ميگويد درباره اثر بحث نكنيد و آن را مبسوط بگذاريد.
ثقفي همچنين اظهار داشت: ”من معتقدم نظريات مربوط به دين در جوامع ابتدايي اساساً از بحث جامعهشناسي ديني منفك است“ و افزود: ”ما در جامعهشناسي دين كلامي بحث نميكنيم بلكه به بررسي نقش و اثرات دين در جامعه ميپردازيم. با اين تعريف، پيدايش دين در جوامع، از منظر رواني، اجتماعي و فرهنگي ربط چنداني به مبحث ما ندارد و در دسته مباحث دينشناسي قرار ميگيرد“.
او روش مطالعه در جامعهشناسي ديني را ”ساختاري تفيمي“ معرفي كرد گفت كه معتقد است دينشناس حتي در قالب بحث جامعهشناسي ديني بايد با موضوع ارتباط داشته و به عبارتي يا ديندار باشد و يا آن را كاملاً بشناسد و بفهمد. وي تأكيد كرد: ”براي مطالعه جامعهشناسي ديني روش ”پوزيتيويستي ـ ساختاري“ كه در آن محقق ارتباطي با موضوع ندارد مطرح نيست“.
اين روحاني و پژوهشگر علوم ديني در عين حال معتقد است كه وقتي از اثر و عملكرد دين در جامعه بحث ميكنيم، بايد اصطلاح ”جامعهشناسي ديني“ را به عنوان يك تركيب صفت و موصوف به كار بريم و در اين بحث عبارت ”جامعهشناسي دين“ به عنوان تركيب مضافي چندان صحيح نيست.
او در ادامه بيان ارزيابي خود از كتاب دكتر توسلي از عدم وجود يك روش قابل قبول و قاطعانه در اين اثر انتقاد كرد و گفت: ”دكتر توسلي تنها به ايراد مكاتب مختلف جامعهشناسي و در واقع نقل اقوال پرداخته است و جز در اندك مواردي، راه حل مشخصي را در مطالعه جامعهشناسي ديني ارائه نميدهد و از اين حيث به نظر ميرسد خود او نيز به شيوه پوزيتويستي اين رشته را دنبال كرده، لذا فقط به بيان آمار و ارقام اكتفا ميكند در حالي كه مباحث اين حوزه عمدتاً مباحث كيفي است“.
وي افزود: ”قلم كتاب، اصولاً دايره المعارفي است و به اين صورت به معارف به كار رفته، تنها اشاره ميشود و ريشه موضوعات مورد تجزيه و تحليل قرار نميگيرد. از سوي ديگر به صورت يك كتاب درسي، مقدمه، نتيجه، تبيين و آمار هم به معناي خاص بيان نميشوند. علاوه بر اين به نظر ميرسد اثر به قلم چند تن نگارش يافته است. به گونهاي كه مقاله فصل سوم درباره دين و حكومت بسيار روان و عالمانه نوشته شده اما در مقايسه با فصول دوم و چهارم اينطور برداشت ميشود كه قلم نويسندگان ديگري در كار بوده است.
ثقفي كه خود را شاگرد توسلي ميداند، اذعان كرد كه در جامعه كمتر عالمي مثل دكتر توسلي داريم و در عين حال افزود: ”توسلي در اين اثر خود و در بحث معرفتشناسي، نقش دين در جامعهشناسي و جمعيتشناسي را به زيبايي اثبات كرده اما در اين ميان، دو نكته قابل بحث وجود دارد كه به نظر ميرسد از دوركيم سرچشمه ميگيرد. يكي بحث اصطلاح ماوراء الطبيعه است كه دوركيم در كتاب صور حيات ديني آورده و چون در قرن 18 و 19 علوم طبيعي در ميان دانشمندان مطرح بوده، اينگونه برداشت ميشود كه در عرصه دين هم مفهوم ماورايي از اينجا آورده شده است و ديگري بحث مفصل درباره دين در جوامع كوچك و عمدتاً ابتدايي است كه ارتباط چنداني با دينهاي فرهنگساز عقلاني ندارد و حتي گاهي ناقض آن است.
ثقفي معتقد است كه به طور كلي مطالعه در اديان ابتدايي نه تنها هيچ مسألهاي را در جوامع فعلي حل نميكند بلكه حتي گاهي سبب ميشود دين با مقولاتي مثل سحر و جادو در يك دسته قرار گيرد.
وي روش ارائه مطالب در اين اثر را مجموعاً تأليفي معرفي كرد و اين را نقطه مثبت كتاب دانست و در عين حال تأكيد كرد كه تحليل و تبيين مطالب به صورت عالمانه بيان شده است.
او همچنين در انتقاد ديگري به كتاب جامعهشناسي ديني، متذكر شد كه نويسنده كتاب با وجود آنكه در فصل دوم، جامعه را در معناي محدود خود، شامل گروهي از افراد با طرز فكر كم و بيش مشابه و ارزشهاي مشترك معرفي كرده اما دين را بيشتر در خصلت فردي و در قالب نظريات فرويد، تايلور و يا حتي ماركس مورد بررسي قرار داده است.
به گفته ثقفي، در نظريات ماركس، از تأثير جامعه روي فرد بحث ميشود، فرويد رسماً وضعيت رواني افراد را مورد بررسي قرار ميدهد و نظريات تايلور نيز عموماً فردگرايانه است و با جامعهشناسي ديني ارتباط چنداني ندارند.
|