
خلاصه کتاب کالبدشکافی چهار انقلاب

«انقلاب واژه دقیقی نیست: انقلاب بزرگ فرانسه، انقلاب آمریکا، انقلاب صنعتی، انقلاب در هائیتی، یک انقلاب اجتماعی، انقلاب سیاهپوستان آمریکا، انقلاب در اندیشیدن ما، یا انقلاب در داد و ستد پوشاک خانمها و یا انقلاب در صنعت اتومبیلسازی، این فهرست میتواند تقریباً بیپایان باشد. در واقع، در منتها الیه یکی از طیفهای معانیاش، انقلاب در کاربرد همگانی، معنایی بیش از یک معلول برای «دگرگونی شدید و ناگهانی» ندارد.»[1]«گرچه ما نام «انقلاب» و شاید از این بیشتر، صنعت «انقلابی» را برای نشان دادن رشته متغیری از دگرگونیها به کار میبریم، ولی معنایی بسیار مشخصتر از آن یعنی نوعی هسته کانونی سخت را که با قشر نادقیقتر معنای انقلاب آمیخته نباشد، در گوشههای ذهنمان در نظر داریم. ما به واژگونیهای بزرگ گذشته در جوامع سیاسی که پیش از این رخدادها پایدار بودهاند میاندیشیم. انقلاب انگلیس در سال 1640و دنباله آن در سال 1688، انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه و پیامدهای سده نوزدهم آن انقلاب 1917 روسیه و پیامدهای سده بیستم آن و یا انقلابهای ملیی چون انقلابهای ایرلند و الجزایردر سده بیستم.»[2]
دانلودمقاله ازبیشتر
سخنرانی دکترتنهائی درموسسه باقرالعلوم-اردیبهشت ماه1386
دين گريزي وتمايلات ديني نوجوانان وجوانان
بررسي نظريه هاي عمده جامعه شناسي،روانشناسي واسلامي تبيين كننده
بدون اینکه نیازی به تحقیق باشد تجربه هاي روزانه به ما نشان مي دهد كه گرايش به دين در جامعه كاسته شده است، يا اشكال جديدي از دين گرايي در جامعه رواج یافته است، شكل دين و گرايش به دين در جامعه در حال تغيير است. در گذر زمان شكل دين، اهداف و گرايشات قدسي دين كم و زياد شده، ولي همواره گرايشات ديني وجود داشته است. دين اساساً جزئي از تمدن و فرهنگ بشر است، بنابراين همواره وجود داشته و از جمله ويژگيهاي رواني بشر دين مي باشد؛ زيرا كه هيچ وقت نمي تواند بدون فهم جهان زندگي كند، هر انساني بايد خود و پيرامون خود را بشناسد و بتواند آن را تعريف كند، بفهمد و به آن عمل كند.
انیشتن در تعريف علم مي گويد؛ كار انسان اين است كه جهان نامنظم را تعريف كند و بتواند آن را به صورت منظم تبيين كند. بنابراين خاصيت انسان به قول دكتر فرانکل (frankl) معنايابي مي باشد، زیرا با معنا یابی می توان حتی بدترین بیماریهای روانی را درمان کرد. دين نيز همين معنا را دارد. فرد با دين به دنبال تعريف خود و جهان و رابطۀ اين دو با هم است، نظريه هاي جامعه شناختي، روانشناختي و تبيين هاي ديني همه همين موضوع را مطرح مي كنند.
چگونگي پيدايش مكتب فرانكفورت
موسسه فرانكفورت بخشي از يك جنبش فكري وسيع تر موسوم به ماركسيسم غربي به شمار ميرفت كه خصيصههاي اصلي آن ارائه تفاسير مجدد از نظريه ماركسيستي درباره جوامع سرمايه داري پيشرفته و ارائه ديدگاهي كاملاً انتقادي نسبت به تحول جامعه و دولت در اتحاد جماهير شوروي بود .
نظريه انتقادي را نظريه مكتب فرانكفورت نيز ناميدهاند، هر چند اين دو مفهوم به يك معني نيست، ولي در بعضي موارد يكسان در نظر گرفته شدهاند. در واقع نظريه انتقادي را مي توان بخشي از مكتب فرانكفورت دانست زيرا در اين مكتب نظريه هاي ديگري نيز مطرح شده است. از اين رو، مبناي نهاديني اين كه مكتب بر پايه آن شكل گرفت، موسسه پژوهشي اجتماعي بود كه رسماً در تاريخ 3 فوريه 1923 طي فرماني از سوي وزارت آموزش و پرورش تأسيس و به دانشگاه فرانكفورت وابسته شد، ولي خود موسسه صرفاً نتيجه و حاصل چندين برنامه راديكال بود كه "فليكس ويل " فرزند يك تاجر ثروتمند غله، در اوايل سال 1930 اجراي آنها را بر عهده گرفت، از اين رو در تابستان 1922، وي نخستين هفته كار ماركسيستي را سازماندهي كرد، اما فهم بهتر درونمايه مكتب فرانكفورت، تاملي ژرف در آراء ماكس وبر را مي طلبد...
دانلود مقاله از بیشتر...
خلاصه روش تحقيق نظري در علوم اجتماعي
· بخش اول : كليات(فصل اول)
· بخش دوم: طرح تحقيق (فصل هاي دوم، سوم،چهارم،پنجم)
· بخش سوم: روش تحقيق پيمايش و تحليل داده هاي موجود(فصل هاي ششم،هفتم).
· بخش چهارم: تحليل داده هاي تحقيق اجتماعي (فصل هاي هشتم،نهم،دهم).
كتاب شامل چهار بخش وده فصل است :
· فصل اول: گستره و علم تحقیق اجتماعی
· فصل دوم : تعيين موضوع تحقيق و طرح برنامه تحقيق
· .فصل سوم:مفاهيم و عملياتي كردن و سنجش متغيرها
· فصل چهارم: شاخص ها و مقياس ها
· فصل پنجم: نمونه گيري
· فصل ششم: تحقيقات پيمايش
· فصل هفتم: روش هاي تحليل داده هاي موجود
· فصل هشتم: آماده سازي داده ها
· فصل نهم: تحليل داده ها
· فصل دهم: تحليل هاي دو متغيره و سه متغيره
مطالب کتاب در ده فصل به صورت زیرتنظیم شده است:
اهد اف كلي درس آشنا كردن دانشجويان رشته علوم اجتماعي با:
· مباني تحقيق اجتماعي
· روشهاي تحقيق اجتماعي
· ويژگيهاي تحقيق علمي اجتماعي
· اجزاي طرح تحقيق
· شيوه تحقيق پذيركردن موضوعات
· عملياتي كردن مفاهيم و سنجش آنها
· مقياس ها و شاخص هاي اجتماعي
· نحوه انتخاب مورد ها(افراد) تحقيق و نمونه گيري
· تشريح روشهاي تحقيق پيمايش و تحليل داده هاي موجود(تحليل محتواو...)
· تحليل داده ها(دسته بندي و تنظيم داده ها، پردازش كامپيوتري، تحليل جداول يك ، دو و چند متغيره)
مقاله راازبیشتر دانلود نمائید...
سير تحول نظريه در جامعه شناسي معرفت
جامعه شناسي معرفت، دانشي است که در ابعاد مختلف با روان شناسي، معرفت شناسي فلسفي و غيره در ارتباط قرار مي گيرد. قدمت ماهوي جامعه شناسي شناخت (يا معرفت) به قول گورويچ، هم پاي قدمت خود دانش جامعه شناسي است. از آغاز پيدايش جامعه شناسي تا کنون، اکثر جامعه شناسان بزرگ مانند سن سيمون، مارکس، مانهايم، وبر، پارسونز، ميد، مرتون و ديگران، هرکدام به نحوي، پژوهش هائي درباره روابط معارف انساني با جريان هاي اجتماعي انجام داده اند. اگوست کنت، بنيان گذار جامعه شناسي، حتي از مرز اين گونه تأملات معرفت شناختي ـ جامعه شناختي فراتر رفته و کوشيده است تا تمام دانش جامعه شناسي را (که نزد او عميقاً مترادف با جامعه شناسي شناخت است) به نحوي در جهت تأييد فلسفه تحققي خويش بسيج نمايد. فيلسوفان نيز به اين رشته از دانش بشري توجه شاياني داشته اند؛ اگرچه جامعه شناسي معرفت، به منزله حوزه اي مستقل، جدي و قدرتمند از دانش بشري تا دهه هفتاد قرن بيستم ميلادي موضوعيت و حضور چنداني در مباحثات و مناقشات فيلسوفان نداشت، اما از اوايل دهه هفتاد، بسياري از فلاسفه به طور روزافزوني به اين حوزه پر تحول توجه کرده اند. از جمله معدود فيلسوفاني که پيش از اين تاريخ، به جامعه شناسي معرفت توجه نشان داده اند مي توان به کارل پوپر اشاره کرد؛ وي در کتاب «جامعه باز و دشمنانش» به موضوع جامعه شناسي معرفت نيز پرداخته است؛ اگرچه پوپر در اين اثر، درک درست و عميقي از جامعه شناسي معرفت از خود نشان نمي دهد و در واقع بسيار ساده انگارانه آن را رد مي کند اما در اوائل دهه چهل، يعني پيش از آن که تجربه گرايان منطقي زير آتش پرحجم نقادي هاي ويرانگر دو دهه پنجاه و شصت قرار گيرد، نفس پرداختن به اين موضوع، نشان از اهميت آن نزد پوپر داشته است.