
فقر نظریه پردازی در جامعه شناسی ایران
متن پیش رو مصاحبه ای ست با دکتر تنهائی که توسط مریم رحیمی سجاسی در پائیز 1387 انجام شده است.متن مصاحبه مجدداً توسط مسئولین وب سایت دکتر تنهائی ویرایش شده است.
• در جامعه شناسی ایران نظریه ای وجود ندارد که در سطح جهانی مطرح باشد یا مورد پذیرش همه باشد، ما در پی فهم دلایل این مسئله هستیم، نظر شما در این مورد چیست ؟
دلیلی ندارد که نظریه ای را همه قبول کنند. درکشورهای غربی هم همگان هرنظریه ای را قبول ندارند. ما یک دست نظریاتی داریم که یک عده آن را قبول دارند وعده¬ای دیگر قبول ندارند. تفاوت در این است که در جوامع غربی به خاطر ساختار و فرهنگ پلوراستیک يا جمع گرایانه، تساهل و تسامح، و خاصیت های دموکراتیک که بحث سازمانی است، و نه شعاری، نظریه پردازها آراء دیگران را می شنوند و انتقال میدهند، حتی اگر آن آراء را قبول نداشته باشند. مشکلی که ما در نظریه پردازی داریم، این است که در ایران ساختار فرهنگی جامعه، بر ساختار دانشگاهی، سیطره انداخته است. یعنی اساتید ما وقتی نظریه ای را می شنوند، انگار آن را نشنیده¬اند، نه می گویند خوب است و نه می گویند بد است. من کاری در مورد جامعه شناسی نظری در سال 82 منتشر کردم، سال 84 انجمن جامعه شناسی بحثی داشت راجع به این که جامعه شناسی نظری چیست؟
گونه شناسی روش شناسی مطالعه تغییر اجتماعی
طرح مسئله : در بين جامعه شناسان، اين امركاملاً شناخته شده است كه هواداران نظريه تضاد، فقدان نظريه تغيير اجتماعي در جامعه شناسي را محكوم كرده اند، در حاليكه هواداران جامعه شناسي تاريخي نيز نبودتاريخ مندي در جامعه شناسي را محكوم نموده اند( درايستل در ولر، 1976).