عضويت سريع

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
رمز عبور:
تايپ مجدد:

کد امنیتی

 

مترجم سایت

 

دیکشنری لغات

 

پیام کوتاه

ارشيو پيغام کوتاه   

 

 

سخنرانی دکترتنهائی درموسسه باقرالعلوم-اردیبهشت ماه1386
 

دين گريزي وتمايلات ديني نوجوانان وجوانان
 
 

بررسي نظريه هاي عمده جامعه شناسي،روانشناسي واسلامي تبيين كننده :::

 
بدون اینکه نیازی به تحقیق باشد تجربه هاي روزانه به ما نشان مي دهد كه گرايش به دين در جامعه كاسته شده است، يا اشكال جديدي از دين گرايي در جامعه رواج یافته است، شكل دين و گرايش به دين در جامعه در حال تغيير است. در گذر زمان شكل دين، اهداف و گرايشات قدسي دين كم و زياد شده، ولي همواره گرايشات ديني وجود داشته است. دين اساساً جزئي از تمدن و فرهنگ بشر است، بنابراين همواره وجود داشته و از جمله ويژگيهاي رواني بشر دين مي باشد؛ زيرا كه هيچ وقت نمي تواند بدون فهم جهان زندگي كند، هر انساني بايد خود و پيرامون خود را بشناسد و بتواند آن را تعريف كند، بفهمد و به آن عمل كند.
انیشتن در تعريف علم مي گويد؛ كار انسان اين است كه جهان نامنظم را تعريف كند و بتواند آن را به صورت منظم تبيين كند. بنابراين خاصيت انسان به قول دكتر فرانکل (frankl) معنايابي مي باشد، زیرا با معنا یابی می توان حتی بدترین بیماریهای روانی را درمان کرد. دين نيز همين معنا را دارد. فرد با دين به دنبال تعريف خود و جهان و رابطۀ اين دو با هم است، نظريه هاي جامعه شناختي، روانشناختي و تبيين هاي ديني همه همين موضوع را مطرح مي كنند.
 




تعريف دين از ديدگاه جامعه شناختي
برای روشن تر شدن مسئله ابتدا باید تعریفی از دین داشته باشیم، من برای این کار چند تعریف را که در دیکشنری های متعدد ارائه شده در نظر گرفته ام. از منظر جامعه شناسی تعاریف گوناگونی برای دین ارائه شده است. در برخی منابع تعريفي از دين آمده است كه؛ "دين آرايش اجتماعي براي تدارك مشترك و جمعي، براي برخورد با وجوه ناشناخته و ناشناختني مي باشد." دوركيم دين را بر اساس "عناصر مقدس" و "عناصر نامقدس" تعريف مي كند.
در دائره المعارف جامعه شناسی دین بلکول (Blackwell, 2000) نیز تعریف دین چنین آمده است؛ دين "باور به هستي هاي روحي و يا موجودات مجرد روحاني" است. برخی دیگر دین را "استمداد از ارواح براي انجام اعمال عبادي و فلّاح" یا رستگاری می دانند. این تعریف بیشتر مردم شناختی بوده و برگرفته از نظریه های فریزر است. در تعريفي ديگر از دين؛ "دين مجموعه اي از باورها و اعمال مبتني بر باور به فوق طبيعت تعريف شده است.
ديكشنري جامعه شناسی دیگری (2001) دين را "مجموعه اي از باورها، اعمال، ارزشهاي فلسفي مربوط به تعريف امر قدسي، رستگاري و نجات از مشكلات بشري تعريف مي كند". در نهايت مي توان گفت دين "مجموعه اي از باورها، ارزشها، اهداف و عقايد مي باشد"، که در قالب جامعه شناسی به عنوان یک "نظام"، یا"سازمان"در نظر گرفته می شود.
 
زماني كه دين به عنوان يك سازمان يا نهاد به كار مي رود به عنوان ساختاري شناخته می شود كه داراي كاركرد است. از اينجا وارد بحث نظريه هاي جامعه شناسي مي شويم كه دين را به نسبت کارکردهای آن می شناسند. از این منظر، دين باعث نوعي انسجام اجتماعي مي شود و از طريق راه هاي مختلف در گروه ها و لايه بندي هاي جامعه انسجام برقرار مي كند، كه در روانشناسي اين انسجام به انسجام دروني و بيروني تعريف شده است.
در بيسيك سوسيالوژي (2000Basic sociology,)، دوركيم سه نوع كاركرد را براي دين بيان مي كند:
1- چسب اجتماعي (Social cohesion) بوجود مي آورد
ارزشها، فرم ها، سمبل ها و نمادهاي مشتركي در جامعه بوجود مي آورد.
2- كنترل اجتماعي(Social control) انجام مي دهد.
در چشم انداز ایستانگرانه، دین به دولتها كمك مي كند كه در حاكميت خود از آن استفاده كنند. ويل دورانت در تفسير تاريخ تمدن شرق معتقد است داريوش اولين كسي است كه از دين براي اجماع استفاده كرد، يعني با استفاده از دين به حكومت خود مشروعيت داد و نوعي حاكميت الهي را مطرح كرد. در دورۀ اشكانيان اين حاكميت الهي كم رنگتر مي شود چون حكومت نوعي حكومت ملوك الطوايفي بود و بعد از اشكانيان در زمان ساسانيان نيز دوباره از دين به عنوان عامل اجماع استفاده شد (كشتار مزدكيان نمونۀ استفاده از دين در كنترل اجتماعي بود).
3- انسجام اجتماعي (Social Integration)
دوركيم و پارسونز مي گويند دين مي تواند اجماع ايجاد كند بخصوص در جامعه روبه رشد امريكا در نيمۀ قرن 20. در اين دوره جامعه داراي تضادهاي زيادي بود (تضادهاي كارگري، بين المللي و .....). انسانها مي توانند با مشاركت در ارزش هاي مشترك نظم بوجود آورند. يكي از ايرادهاي كه دربيسيك سوسيالوژي گرفته شده است موضوع اجماع در دين مي باشد؛ غفلتي كه انسجام گرايان در بحث كاركردهاي دين انجام داده اند بحث كاركردهاي نامناسب مذهب مي باشد. در طول تاريخ دين فقط موجب اجماع نبوده است. برخي تضادها و جنگ هاي خونين در تاريخ اين ايراد را روشن مي كنند. جنگ هاي صليبي، جنگ هاي مذهبي قرن 16 و 17 در اروپا، جنگ كاتوليك ها و پروتستان ها در ايرلند، اخيراً در جهان اسلام نيز متاسفانه دعواي شيعه و سني نظريۀ كلي انسجام گرايان را زير سؤال مي برد، يا دست كم انسجام را در ميزان هاي درون گروهي يا برون گروهي محدود مي كند.
نگاه نهادی وسازمانی به دین که دین را به عنوان یک سازمان یا نهاد دارای کارکرد می داند، وجه اصلی نظریه جامعه شناسی کارکرد گرایی است. اما دیدگاه دیگری که در خصوص جامعه شناسی دین دارای اهمیت است نظریه مارکسیست ها است. اين ديدگاه به دو تعبير معرفي مي شود؛ مارکسیست های ارتدوکس ونئومارکسیست ها.
مارکسیست ارتدوکس که قبل از كشف دست خط هاي فلسفي و اقتصادي ماركس مي باشد ودر واقع نگاه اوليۀ است كه احزاب بلوك شرق نسبت به جامعه شناسي ماركس داشتند، اين دیدگاه بيشتر يك ايدئولوژي و يا فلسفه اجتماعي است تا يك نظريۀ جامعه شناختي، زيرا خصايص علمي آن بسیاركم است. از نظر اين گروه دين يك آگاهي كاذب است مانند حرفي كه روانشناسان مي زنند، در حوزه هاي جامعه شناختي غير ماركسيست صاحب نظرانی مانند كنت و پارتو نیز اين موضوع را قبول دارند و دين را به عنوان علايق غير عقلاني تعريف مي كنند.
کنت در نظريۀ پوزيتيويسم (اثبات گرايي) اساساً بر اين است كه دين دوران تاريخي خود را سپري كرده است. در تحليل نظريه هاي كنت و ماركس، بيشتر انتقاد مذهب گرايان بايد به كنت باشد تا ماركس، زيرا كنت معتقد است اساساً تفكر ديني باطل است، دين جايگاهي به صورت نهاد اجتماعي ندارد، او تفكر ديني را يك تفكر غير عقلاني تعريف مي كند که دوران آن سپری شده.
فريز نیز مانند کنت نگاه پوزیتویستی داشته واز ديدگاه انسان شناسي، دين یا مذهب را تحول تاريخي اندیشه آدمی مي داند، و بيان مي كند كه شكل عقلاني شدۀ جادو، مذهب مي باشد و شكل عقلاني شدۀ مذهب به علم مي داند. اين نگاه پوزيتيويسم در انسان شناسي مي باشد.
وبركه يك تفهم گرا است، زماني كه راجع به دين بحث مي كند دين را در حوزۀ عقلانيت تاريخي قرار نمي دهد، بلكه آن را واقع در دورۀ سنتي مي داند، زماني كه تاريخ به دورۀ عقلاني مي رسد دين به يك جريان و امور اجتماعي خاص تبديل مي شود كه از شكل نهادهاي اجتماعي و سياسي خاص خارج مي شود. بنابر آنچه گفته شد، پوزيتيويست ها و يا ماركسيست هاي ارتدوكس و حتی وبر لزوماً كافر نمي باشند. دورکیم، وبر وحتی کنت(البته کمی کمتر) در زندگی شخصی شان دسته کم در ظاهر دیندار بودند. درتبین دیگری که من از مارکس دارم، مارکس هم در زندگی شخصی خود دیندار بوده و به خدای واحد اعتقاد داشت. تصوری که از مارکس موجود است كمي ناروا است. ماتریالیسم او به معنای جامعه شناختی است نه ماتریالیسم فلسفی. به هرحال مارکسیسم به شکل ارتدوکس، پوزیتویسم و انسجام گراها حرف مشترکی می زنند؛ زيرا آنها معتقدند كه دين به عنوان یک نهاد اجتماعي دورانش تمام شده است، نه تفكر ديني بعنوان امور شخصي. نهضتي به پا شد كه تفكر ديني براي هدايت اجتماعي، يك تفكر غير عقلاني و تاريخي است، بنابراين دين ديگر در حوزۀ عمومي كارآيي ندارد بلكه در حوزۀ شخصي كارآيي دارد. گرايشات ظاهري به دين كم نشده ولي اين گرايشات به حوزۀ شخصي مربوط مي شود .
بنابراین اشتراک نظر ماركسيست ها به شكل ارتدوكس آن، با پوزيتيويست ها و انسجام گرايان در اين است، كه دين نمي تواند جامعه را هدايت كند. اين مطلب خود نوعي دين گريزي مي باشد، البته دين گريزي نه به معناي مطلق كلمه، بلكه تغيير دين و يا نوديني (به وجود آوردن ديني جديد در جامعه). كنت كه پرچم دار پوزيتيويسم بود دين جديدي به نام دين اومانيسمی را به روي كار آورد و كشيشان آن را جامعه شناسان ناميد. از نظر ماركسيسم ارتدوكس، زماني كه دين مورد محكوميت فلسفي قرار مي گيرد بعنوان مجموعه و سيستمي از باورها و ارزش هاي شخصي كنار گذاشته نمي شود، بلكه بعنوان اشكال فرهنگ پرولتاريا در برابر فرهنگ بورژوا قرار مي گيرد. در اينجا جايگزيني دين اجتماعي به جاي دين الهي (وحياني) صورت مي گيرد كه اين جابجايي نوعي گريز از دين رسمي مي باشد.
اما نئوماركسيست ها برخلاف ماركسيست های ارتدوکس معتقد نيستند كه دين يك آگاهي كاذب است. بلكه از نظر آنها دين مجموعه اي است، از باورها كه مي تواند تحت تـأثير ايدئولوژي طبقۀ پرولتاريا و يا تحت تأثير ايدئولوژي طبقۀ بورژوا قرار بگيرد. مسلماً طبقۀ پرولتاريا آگاهي راستين و طبقۀ بورژوا آگاهي كاذب ايجاد مي كند.
هوركهايمر از بنیان گذاران حوزۀ فرانكفورت معتقد است که يكي از ويژگيهاي جديد دين رهايي بخشي است. اين ويژگي در همۀ اديان وجود دارد حتي دراديان الهي. زيرا در معناي اجتماعي، ايدئولوژي طبقۀ پرولتاريا خود يك دين است زيرا اين ايدئولوژي مجموعه اي از باورها است كه داراي مراسم، تابو، توتم و ... است، در نتیجه مي بينيم كه تمام اجزايي كه درتعريف دین آورده شده است، در ايدئولوژي هاي حزبي نيز وجود دارد.
بنابراين در گرايش نئوماركسيست ها حوزۀ جديدي براي بررسي كاركردهاي دين بوجود مي آيد. اما حوزۀ تفسیر گرائی وخصوصاً گرایش Symbolic Interactionism را نیز جدیداً بعنوان گرایش سوم ذکر می نمایند. من شاگرد این مکتب هستم و پرفسور بلومر استاد بنده بنیان گذار این مکتب می باشد.
از نظر تفسيرگرايان گرايش به دين یا گريز از دين نوعی تلقي مشترك و اجماع بين مردم در مورد تعريف دين می باشد، یعنی نوعی کنش پیوسته. بنابراين در اين رويكرد تحقيق پيرامون اين مسئله به اين صورت انجام مي گيرد كه مردم چه تعريفي از دين دارند، براساس اين تعريف است كه انسانها مي توانند به دين گرايش داشته باشند و يا از آن گريز پيدا كنند. بنابراين تبيينی ديالكتيكي درماهيت برخورد رويكردهاي تفسيرگرايي وجود دارد كه بنابر آن بايد علت را در تفسیر مشترک و جمعی مردم پيدا كرد. اين گروه از نظريه پردازان تلقي مشترك مردم از موقعيت و يا تفسير مشترك مردم از موقعيت را مبناي بحث قرار داده اند.
 
كاركرد دين
بنابرآنچه تا كنون گفته شد دين به عنوان يك سازمان و يا نهاد اجتماعي دربردارنده ی مجموعه ای از باورهایی است که چندین کارکرد را به انجام می رسانند. کارکردهایی که به تعبیری Functional (کارکردی)هستند و كاركردهايي که به تعبیری Disfunctional (ناکارکردی) هستند. خوب این کارکردی بودن (Functional) را در نگاه انسجام گراها ما فقط از دید کلیت و نگاه کلی به جامعه می بینیم، یعنی نظم در حقیقت باید به جهت کلی هدایت شود. اما نئو مارکسیت ها و بطور کلی مارکسیست ها Disfunctional را یک تقابل قطبی می بینند و معتقد هستند که این انسجام می تواند به نفع حاکمیت باشد یا به نفع طبقه استثمار شده. بنابراین دو نوع گرایش دینی در نظر می گیرند. ولي از منظري نيز هدف هردو رویکرد يكي مي باشد. دين به اين معنا عبارت است از مجموعه اي از باورها كه ايجاد انسجام مي كند. چه در انسجام كل گرايانه كه كاركرد گرايان و انسجام گرايان آن را مطرح مي كنند و چه در انسجام بورژوازیک كه در حوزۀ نظريات ماركسيست مطرح است (انسجام در ميان طبقۀ پرولتاريا و يا انسجام در ميان طبقۀ بورژوا). در هر حال اجماع و نظم، هماهنگي بين اجزاء جامعه، بين اهداف و راهها هدف اصلی دین از دیدگاه این نظریه ها می باشد.
 
اساس تمام نظريه هاي جامعه شناختي اعم از نظریه های ايستانگر يا انسجام گرا، پويا نگر يا انقلابي و به هر شکلش که تصور کنیم این است که؛
1- دين بايد بين انسان با خودش، طبيعت و جامعه نوعي هماهنگي مثبت بوجود آورد.
2- اما اين هماهنگي بايد از چه طريقي صورت بگيرد؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه دين يك امر بخش نامه اي نيست بلكه يك امرخود جوش است و از ماهيت و درون جامعه بايد تراوش نماید.
3- اين هماهنگي از طريق اجتماعي شدن بوجود مي آيد؛ ارزشها، فرهنگ، عقايد، هنجارها، آداب و رسوم و ... از طريق اجتماعي شدن آموخته مي شود. بنابراين مبناي تكامل و توسعۀ دين براساس معرفت بشري و علم بشر از آنچه كه در پيرامون او مي گذرد مي باشد كه همۀ اينها از طريق اجتماعي شدن بوجود مي آيد.
 
تعريف دين از ديدگاه اديان
تاکنون تعریف دین را از دیدگاه نظریه های متعدد جامعه شناسی بررسی نمودیم. اما ادیان، دین را به چه شکلی تعریف نموده اند. من به اخبار واحادیث کم رجوع می کنم وبیشتر به کتب اصلی دین رجوع می کنم. کتب اصلی متعدد است که من فعلاً به دوتا از آنها اشاره می کنم؛ قرآن و عهد عتیق.
به طور كلي مي توان گفت كه اساس تعريف دين و كاركردهاي دين از نظر اديان و كتب الهي با آنچه در جامعه شناسي گفته مي شود تفاوت چنداني ندارد و تفاوت تنها در لهجه و لفظ مي باشد. دين از نظر اديان الهي يك نهاد تلقي مي شود، عامل انسجام مي باشد، رهايي بخش است و از طريق معرفت مي توان آن را تعريف كرد. حال من یک یک این تعاریف را عرض می نمایم تا مشخص شود که چرا دین گرایی و دین گریزی بوجود می آید.
خداوند می فرماید؛
وما خَلَقت الجن و الاِنس الا لِيعبدون
جن وانس را آفريديم فقط برای اینکه عبادت كنند.
در تفسير اين آيه آمده است كه؛ اَيَّ لِيعرفون؛ یعنی براي عرفان حاصل كردن، شناختن و فهميدن. جای دیگر در آیه قرآن می فرمایند؛ یا اَیها اَلناس انا خلقناکم من ذکراً و اُنثی و جَعلناکم من شعوباً و قَبائل لِتعارفوا ... واین عرفان حاصل کردن است بر اساس این حدیث قدسی داریم؛ کُنتَ کَنزاً مخفیاً .. ؛ یعنی من گنج پنهانی بودم اما دوست داشتم شناخته شوم.
بنابراین مبنای خلقت شناخت حاصل کردن است. حتی آنقدر بر این مسئله تأکید شده و در اخبار نبوی هم آمده که؛ یک ساعت ساعت تفکر بهتر از هفتصد سال عبادت یا عبادت ثقلین است. یعنی اگر در طول ایام روزگار تمام فرشتگان، اجنه و تمام آدمها عبادت کنند، به اندازۀ یک ساعت فکر درست وحسابی آدمها ارزش ندارد.
بنابراین دین عبارت از تکرار یکسری الگوهای تقلیدی وتکراری نیست، دین عبارت است از یک جریان تفکر خلاق پیرامون هستی. هستی را می توان از خود گرفت (مَن عَرفَ نَفسه فَقَد عَرَفَ رَبَه) تا هستی پروردگار، هستی جهان و هر جا که هست، هستی مصداقش آنچه که هست است. حدودش را شما تعیین کنید، به فیزیک علاقه دارید یا به جامعه شناسی و یا به روانشناسی، هستی های مختلفی هست. این دین است، در این دین بخاطر اینکه هدایت صورت بگیرد و سرعت داشته باشد (مانند تمام فرایندهای آموزشی) مناسک و مراسمی بوجود می آید. اين مناسك و مراسم در جهت سرعت دادن به دين براي رسيدن به اهدافش بوجود آمده است. بنابراين در همۀ اديان الهي رشته اي از مناسك و مراسم به نام مناسك شريعت وجود دارد كه اينها راههاي مشترك در تمام اديان است كه هدف آنها ايجاد شناخت است، كه اين شناخت مي تواند دربارۀ خود، ديگران، پروردگار و هستي باشد، از طريق اين شناخت است كه مي توان از حوزۀ جسم به حوزۀ جان حركت نمود. حركت از امور دنيايي يا امور روزمره كه همان حوزۀ جسم است (بقول دوركيم امر نامقدس) به امور مقدس كه همان حوزۀ جان است (بقول دوركيم امر مقدس) علوم حصولی یا علوم حوزوی ویا علوم دانشگاهی اساساً نمی توانند به این حوزه راه یابند. فقط از طریق خودکاوی و کمک از اساتید ربانی می توان به آن رسید.
سؤالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه مي توان اين راه را طي كرد؟ براي پاسخ دادن به اين سؤال بايد به دنبال نشانه ها در آيات الهي رفت.
بنابر آيات الهي زماني كه پروردگار آدم را آفريد تمام ملائكه، فرشتگان و اجنه به پروردگار ايراد گرفتند، که چرا می خواهی آدم را خلیفه خود قرار دهی. خداوند اصول و قواعد خود را به آدم آموخت و به ملائكه فرمود اگر راست مي گوئيد بيايد ببينيد كه چه آفريده ام و اگر مي توانيد با آن مبارزه كنيد، ملائكه از پروردگار به خاطر گرفتن ايراد بر خلقت آدم معذرت خواستند. خداوند انسان را آفريد، تربيت كرد،‌ معرفت و علم به او داد تا چه بشود؟خداوند تمام اينها را براي خارج كردن انسان از تيرگي به روشنايي، از نفهمي به فهميدن، از ناداني به دانش، از كثرت به وحدت و از روزمرگي به جان به انسان آموخت. در هر حال خداوند مأموریتی به آدم می دهد (مهمترین قسمت بحث همین است)كه از آنچه باخبر شده است مردم را آگاه كند. هدف و كاركرد تو در اين جهان آگاه كردن انسانها مي باشد.
پس هدف دين معرفت حاصل كردن است. با حصول معرفت انسان برنامۀ زندگي خود و جهان را هماهنگ مي كند و درنهايت به آرامش مي رسد آرامش نسبت به خود و ديگران.
مباحثی که از قرآن نقل شد به شکلی دیگر در عهد عتیق است. در عهد عتیق دليل رانده شدن آدم از بهشت خوردن از میوۀ درخت ممنوعه بیان شده. در روايات اسلامي اين درخت، درخت گندم بيان شده است اين در حالي است كه علما و دانشمندان مي دانستند كه گندم درخت نيست، اين خود به قول گارفینکل (Garfinkel) یک هشدار مي تواند باشد كه اصل خوردن از ميوۀ درخت ممنوعه نيست بلكه اصل عدم اطاعت از امر خداوند است.
در تورات نیز بيان شده است كه آدم با خوردن ميوۀ درخت دانش، از بهشت رانده مي شود، پس مبناي حركت آدم از آسمان به زمين پيدا كردن معرفت است. در قرآن نيز بيان شده؛ زماني كه آدم از درخت ممنوعه می خورد نسبت به جسم خود معرفت و آگاهي پيدا مي كند و جسم خود را مي پوشاند. اساس دين بر اين استوار است كه از طريق شرايع ديني نسبت به خود، ديگران و جهان هستي آگاهي پيدا كنيم، اين آگاهي از طريق تمرين و در فرآيند اجتماعي شدن بوجود مي آيد و هدف از اين آگاهي رسيدن به هماهنگي و آرامش است كه اين همان رسيدن به حوزۀ جان است.در واقع بهشت هم همین رسیدن به آرامش می باشد.
 
بنابر تئوريهاي عرفاني دو حوزه وجود دارد؛
1- حوزۀ جسم 2- حوزۀ جان
در جامعه شناسي نيز دوركيم کمی از این واقعیت را فهمید که sacred (امور قدسي) profane (امور روزمره يا نامقدس) را در مقابل هم قرارداد. انسان براي رسيدن به آرامش بايد از حوزۀ جسم به حوزۀ جان حركت كند، در اين حركت نياز به مكانيزمي دارد كه بتواند حوزۀ جسم را تربيت كند تا از اين طريق با حوزۀ جان هماهنگي پيدا كند هر چقدر ما به حوزۀ جان نزديكتر شويم آرامش بيشتري به دست مي آوريم. مهمترين مكانيزم حركت از جسم به جان را عرفان "دل" يا "قلب" مي نامند.
تا به اينجا ما دين را از جهت نظريه هاي جامعه شناختي و نظريه هاي اسلامي بيان كرديم، اما گرايش به دين و دين گريزي چگونه بوجود مي آيد، ما در بحث بعدي به بيان اين موضوع مي پردازيم.
 
دين گرايي و دین گریزی
گرايش به دين(همانطور که ادیان هم به آن اشاره می کنند) امري فطري است، انسانها مي خواهند دنياي پيرامون خود را تعريف كنند، و بر اساس اين تعريف زندگي كنند. اگر تعريف آنها از زندگي با عملكرد آنها در زندگي هماهنگ باشد آرامش حاصل مي شود كه حاصل اين آرامش گرايش به دين است، اما اگر تعريف آنها از زندگي با عملكرد آنها در زندگي هماهنگ نباشد مقدمات دين گريزي بوجود مي آيد(البته بنده اساساً به دین گریزی مطلق اعتقاد ندارم).
برمبناي تفسير و معنايابي عرفاني هدف به سمت نوعي هماهنگي است كه در ادبيات عرفاني اسلامی اين هماهنگي عشق ناميده مي شود. بنابراين ما سعی می کنیم خودمان ودیگران را بفهمیم (براساس آنچه كه تعليم ديده ايم و فهم دروني). يعني گرايش و تكاملي از درون كه رويكرد وسوگيري ما را به بيرون تعريف مي كند، هيچ عامل اضافي نبايد دخالت كند. متغييرهاي اضافي بايد حذف شوند و سيستم وجودي انسان شروع به شناخت كند و بتدريج با اين شناخت تحول حاصل شود، بنابراين تمام قوانين ديني و اجتماعي تدريجي مي باشند. كه اول باعث ايجاد هماهنگي، بعد آرامش و در نهايت رشد و تكامل مي شود. براي ايجاد شناخت نياز به معلماني است، معلماني كه خود اين راه را رفته اند. معلمان براي تقويت دين مناسك را بوجود آوردند كه متأسفانه گروه آداب گرايان (بنابر شرح مرتن) بر سراين مناسك جنگ هاي فراواني برپا كرده اند. اما اینها از حقيقت دين چيزي نفهميده اند، حقيقت يافتن جان مي باشد كه آنها پيدا نكردند، چون حقيقت را پيدا نكردند آداب و رسوم را بزرگتر جلوه داده اند. حقیقت چیست؟ حقیقت پیدا کردن جان است، نه آداب ورسوم.
اما دین گریزی چگونه ایجاد می شود؟ عدم هماهنگي بين قواعد، اهداف و راهها(براساس دیدگاه مرتن) و عدم هماهنگي بين شرايع ديني (شرايعي كه خود ما بوجود مي آوريم) در نهايت ايجاد دين گريزي مي كند، و همچنین آن چيزي كه باعث مي شود ما به سمت دين گرايش پيدا كنيم حركت و انگيزه از درون مي باشد، اگر اين حركت به صورت فشار از بيرون باشد باعث گرايش به دين نمي شود بلكه ممكن است در نهايت دين گريزي را بوجود آورد، چون حركت از برون هماهنگ با رشد دروني نيست. دين گريزي يا گرايش به نوديني زماني بوجود مي آيد كه بجاي حركت تكاملي از درون فشار و كنترل اجتماعي از بيرون اعمال شود.
درحوزه هاي جامعه شناختي و انسان شناختي در رابطه با موضوع بيان شده دو دسته نظريه وجود دارد؛
1- برآمديان (تكامل گرايان)؛ تكامل به معني برآمدن از خود به مرتبۀ بالاتر و رشد از درون به مرحلۀ بالاتراست. تكامل به معناي فشار و هول دادن جامعه از بيرون به جلو نمي باشد. بلكه امري است كه از درون و بطور تدريجي بوجود مي آيد.
2- تراوش گرايان؛ اين نظريه مخالف نظريۀ تكامل گرايان است. آنها بر اين باور هستند كه براي پيش برد جامعه بايد از بيرون عناصري را فرستاد كه جامعه را به سمت جلو برانند، مثالي كه برای تشریح بیشتر این دو دیدگاه مي توان زد بحث صنعتي شدن است. آيا جوامع را بايد صنعتي كرد يا جوامع بايد خود صنعتي بشوند؟ صنعتی کردن بزرگترین خیانت به کشورهاست. اما صنعتی شدن یعنی جریان تکامل. یعنی باید سازوکارهای جامعه به لحاظ دیالکتیکی باید آنقدر بتوانند تجربه تکاملی را طی کنند، تا جامعه خود مطالب را بطلبد. به همین خاطر است که اگر تکامل ایجاد بشود تأخر فرهنگی(Culture Lag) بسیار کم خواهد بود.
بنابراین اعمال فشار در ديندار كردن مردم يك عامل اضافي در تكامل تدريجي جان است،‌ اين فشار بيروني كار را خراب مي كند زيرا تكامل تدريجي بايد به تناسب جسم و جان صورت بگيرد. تعليم و تربيت يك شبه بوجود نمي آيد، مجموعه اي از قواعد ديني، مناسك و مراسم ديني كه از بيرون برانسان فشار وارد مي كنند و جان آمادگي پذيرش آنها را ندارد، در نهايت منجر به دين ستيزي و دين گريزي مي شود كه به شرح زير آنها را دسته بندي مي كنيم.
 
 
 
انواع دين گريزي
1- اعتقاد ستيز
كساني هستند كه به صورت افراطي با مذهب مخالفت مي كنند، بعضي از اُدبا و فلاسفه كه همه چيز را به باد استهزاء گرفته اند از اين جمله افراد مي باشند،البته در بین تودۀ مردم هم این نوع دین گریزی مشاهده می شود. اين حالت يك حالت هيجاني است، تعداد افرادي كه به اين مرحله از اعتقاد ستيزي در مي آيند بسيار كم است.
 
2- نو ديني يا دين گرايي جديد
وبر اين موضوع را در بحث پروتستانيسم بيان كرده است، يعني ما چه به صورت فردي و چه به صورت اجتماعي در مقابل جريانهاي حاكم ديني مخالفت كرده و جريانهاي جديدي از دين ايجاد مي كنيم. زيرا ما فطرتاً ديندار هستيم، ولي دين بخشنامه اي و يا ديني كه بر ما تحميل شده است را نمي پذيريم.<

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 5 آبان ماه، 1390 توسط modir  پرینت

مرتبط باموضوع :

 پیشینه علمی دکتر امیرآشفته تهرانی  [ چهارشنبه، 4 آبان ماه، 1390 ] 366 مشاهده
 ارزش و كرامت انساني از سه ديدگاه اسلام، مسيح  [ يكشنبه، 12 مهر ماه، 1388 ] 123 مشاهده
 فهم اجتماعی از دین _ مصاحبه با دکتر حسن محدثی  [ چهارشنبه، 25 شهريور ماه، 1388 ] 561 مشاهده
 کارکردهای اجتماعی عرفان عملی در يگانگی و صل�  [ سه شنبه، 24 شهريور ماه، 1388 ] 149 مشاهده
 دینداران مدرن در عصر جدید  [ چهارشنبه، 25 شهريور ماه، 1388 ] 92 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب